پیمانه

پیمانه

فرهنگی اجتماعی
پیمانه

پیمانه

فرهنگی اجتماعی

شهید عباسی قسمت اول

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

درباره شهید عباسی

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

خاطرات زندگی 1



سختی های روزگار از زبان مرحوم وهب وارسی

حافظ خوانی 2



برای اینکه بتوانیم دانش آموزان را  به ادبیات علاقمند نماییم  می بایست  فردوسی،سعدی ،حافظ ، مولوی و سایر ادیبان و شاعران را به کلاس دعوت نمود و آنها را به دانش آموزان معرفی کرد و کلاس را جذاب نمود تا دانش آموزان با عشق پای درس ادبیات آماده شوند 

نامه ای به دختران سرزمین نجیب زادگان، ایران جان عزیزم

سلام بر همه دختران سرزمینم ایران

دخترم بدان که مطالبی که با تو در میان می گذارم از جانب پدری دلسوز است که جز  خوشبختی وعاقبت به خیری برای تو چیزی نمی خواهد دخترم در ابتدای امر باید بگویم که بشر همواره با سه سوال اساسی مواجه بوده است اول اینکه از کجا آمده ام؟ برای چه آمده ام؟ به کجا می خواهم بروم؟ جواب این پرسشها مسیر روشنی را برایمان آشکار می سازد،  از کجا آمده ام ما را به توحید وخداشناسی می رساند. اینکه جهان خالقی مهربان ومدبر وحکیم دارد که به همه لطف دارد و بندگانش را رها نمی کند واین جهان عبث آفریده نشده است و خداوند هدفی داشته ودارد و گفته است تنها مرا بپرستید ومرا عبادت کنید و شیطان را از خود دور کنید واگر به یاد من باشید من هم به یادتان هستم وشما را فراموش نمیکنم و پشتیبانتان هستم وقتی انسان چنین پشتیبان قوی ومحکمی داشته باشد دلش آرام می گیرد که الا بذکر الله تطمئن القلوب.  خدا وند برای هدایت انسانها پیامبران زیادی را فرستاده تا دست بشر را بگیرند وآنها را به یکتا پرستی و اعمال شایسته ای که خداوند خواسته راهنمایی نمایند.


 دخترم تمام امر و نهی های دین که خداوند گفته است از روی دوست داشتن خدانسبت به بنده اش بوده و خیر بنده اش را خواسته ما باید در برابر فرامین خداوند که از سر لطف است مطیع وتسلیم باشیم ودر برابر فرمانهای خدا چون وچرا نکنیم وشاکر نعمتهای اوباشیم.


دخترم خداوند بشر را آزاد آفریده اما نه هر جور آزادی ، آزادی که در آن مقررات الهی رعایت شود وبه دیگر فرزندان بشر ظلم نشود مثالی می زنم تا روشنتر شود فرض کن من آزادم رانندگی کنم اما اینکه هر جور دلم می خواهد رانندگی کنم آزادی گفته نمی شود چون اگر اینجور تعریفی از آزادی داشته باشیم سنگی روی سنگی بند نمی شود برای همین هرجامعه ای برا ی اینکه بتواند درست از آزادی بهره ببرد قوانینی وضع نموده تا مشکلی پیش نیاید. اینکه هر کس بگوید من دلم می خواهد هرجور خواسته باشم راه بروم بپوشم وبنوشم و...  که استدلال منطقی وقابل پذیرشی نیست. چون اگر این جور باشد کسی خواهد گفت من می خواهم این ماشین را آتش بزنم من می خواهم از دیوار خانه مردم بالا بروم و ازاین قبیل چیزها. که عقل انسان هم این را نمی پذیرد و منطقی هم نیست. 


دخترم بدان که در دنیا ادیان ومذاهب و آیین های مختلفی وجود دارد و خصوص در عصر حاضر که عرفان های کاذب  و دین های نو ظهور هم قد علم کرده اند و از طریق رسانه های دیداری وشنیداری با الفاظ زیبا سعی در فریب اذهان جوانان دارند. اما بدان که در بین همه ادیان، اسلام تنها دین نجات بخشی است که می تواند بشر را به سر منزل هستی وکمال قرب الهی برساند و قرآن این کتاب کامل برای هدایت بشر که بر بهترین بنده خدا یعنی محمد مصطفی نازل شده و اهل بیت که قرآن ناطقند و رفتار و گفتار و کردارشان الگوی بشریت که اگر بشر به قرآن واهل بیت چنگ زند هیچ گاه گمراه نخواهد شد. ما انسانها اگرچه خطاها اشتباهاتی داریم اما هرگز نباید از رحمت وسیع خداوند نا امید شویم باید بر او در زندگی توکل کنیم با او درد دل کنیم او شنوای داناست و امورمان را به او بسپاریم و از ذکر او غافل نشویم بدون شک دخترم او ما را کفایت میکند ودستمان را میگیرد کافیست از او طلب کنیم.


دخترم بدان وآگاه باش که زندگی فراز و فرودها سختی ها وآسانی ها تلخی ها وشیرنی های زیادی دارد شکست ها نباید منجر به نا امیدی شود قران می گوید همانا همراه هر سختی آسانی هم هست  بله بعد از گریه آخر خنده ای هم هست. دخترم خداوند بشر را با انواع مختلف ریخت وقیافه های زیاد ومتنوعی آفریده است و تفاوت هاجزو ذات جهان است رنگها ونژادها وزبانها و.... همه جز زیبایی چیزی نیست اما همه اینها ملاک انسانیت نیست بلکه خدا می گوید گرامی ترین شما با تقوا ترین شماست. حکمت خدا اینگونه بوده است نباید ناشکری کنیم و با خدا بجنگیم که چرا منو اینجوری آفریدی چرا لب و لوچه من اینجوریه و فلان بهمان این خطورات شیطانی را باید از خود دور کرد به یاد نعمت های پروردگار که به ما داده باید افتاد وشاکرش بود


 دخترم  همواره باید خدا را دوست داشته باشی خودت راهم دوست داشته باشی و پدر ومادرت و کشورت وزادگاهت را

همچنین بدان که هریک از ما بیهوده آفریده نشده ایم. 


دخترم هریک از اعضا و جوارح بر ما حقی دارند چشم وگوش و زبان و... همانطور که خوردن غذای آلوده باعث مسمومیت می شود یک موسیقی بد هم می تواند باعث مسمومیت شود گاهی کلام فریبنده یا دیدن یک عکس بد یا فیلم و منظره نامناسب می تواند باعث مسمومیت ذهن وفکر شود و انسان را از خدا دور کند.  لازمه زندگی دوست داشتن و محبت کردن است. دخترم هنر باید در خدمت رشد وتعالی بشر قرار گیرد چه هنرهایی که انسان را از صراط مستقیم الهی باز می دارد خوب اندیشه کن و بدان که در مسیر زندگی وقتی با یاد خدا باشی تمامی اضطرابها واسترس ها ونگرانی ها از بین می رود ودل به یاد او آرام می گیرد.  


دخترم امیدوارم خودت نیز با مطالعه کتابهای سودمند بتوانی به مقصود والای خودت دست یابی. به نماز وقرآن ودعاهای امام سجاد و... خودت را عادت بده بر انجام اینکار وهمیشه دوستان خوبی که تو را به خدا نزدیک می کنند انتخاب کن ویا حتی تو بر دوستانت تاثیر مثبت بگذار برای پدرو مادرت هم دعا کن که اولا این مطالبی که با تو در میان نهادم  در خودم تاثیر گذار باشد ومرا هم خداوند ببخشد اگر کوتاهی کردم. 


اما در خصوص حجاب: دخترم وقتی وارد تیم ورزشی خاصی می شوی باید رنگ، مدل لباست هماهنگ با همان تیم باشد. قواعد بازی همان تیم را باید به رسمیت بشناسی. لذا وقتی وارد تیم اسلام می شوی باید همه ی قواعد آن (اعم از پوشش، اخلاق، رفتار در همه عرصه) را بپذیری. دخترم این شعار یهودیان است که می گویند: آن بخش از دین را می پذیریم که با امیالمان هماهنگ است.  دخترم اگر ظاهر خوبی داری برای استفاده خوب از آن، خوب مراقب باطن و ظاهر خود باش. آن طلافروش  است که به گاوصندوق نیاز دارد نه سبزی فروش. کم نیستند دختران باحجاب نوجوانی که بدلیل ضعف بنیه فکری در این زمینه به محض ورود به محیط های بزرگتر (مثلاً دانشگاه) و فاصله گرفتن از والدین رو به بدحجابی و بد پوششی می آورند.

این هم دستور خداوند در قرآن کریم که می فرماید: 

یَٰٓأَیُّهَا ٱلنَّبِىُّ قُل لِّأَزْوَٰجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَآءِ ٱلْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَٰبِیبِهِنَّ ۚ ذَٰلِکَ أَدْنَىٰٓ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ ۗ وَکَانَ ٱللَّهُ غَفُورًۭا رَّحِیمًۭا 


ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [= روسری‌های بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است. سوره احزاب آیه ۵۹

دخترم از اینکه این مطالب را میخوانی  و عمل میکنی تشکر میکنم
دوستدار ودعا گوی تو  

علیرضا کمیلی

جنگ روایتها


در جنگ روایت ها
هرعکس شده سوژه
هر سوژه شده هجمه
هر هجمه شده نشتر
نشتر شده یک جلاد
                                در جنگ روایتها
دربوق همه دشمن
درصفحه اینستا
ابلیس به هر شکلی
رقصد به دل برخی
تا آن که فرو بلعد
حریت و غیرت را
                              در جنگ روایتها
یک روز ندا سلطان
شد فتنه آن دوران
یک روز دگر مهسا
شد قصه شیطانها

                             در جنگ روایتها
از نام عزیز زن
آن مادر دورانها
کردند علم آزادی
تا باز شود غوغا     
                             در جنگ روایتها
با هر هنر شیطان
آغوش به رایگان
تاج سرشان دادند
تا ناخن پا عریان
                         در جنگ روایتها
مزدور فریب خورده
چون گرگ به خون تشنه
با نفرت و با کینه
رفت از پی این فتنه
آشوب کند برپا
                       در جنگ روایتها
جلباب زن ایران
بریدن و با زوزه
با آن دک و آن پوزه
گفتند که نمی خواهیم
این جامه واین وصله
                           در جنگ روایتها
ابلیس ز حق رانده
با هر خدم و جوجه
مستانه زده خنده
تا حرمت وعزت را
حراج کند ساده
                     درجنگ روایتها
ای جاهل وا رفته
بی فکر و بد اندیشه
برگرد از این جاده
شیطان شده درمانده
چون نصرت حق با ما
                     در جنگ روایتها
«علیرضا کمیلی» 

نامه عرفانی امام در آخرین روزهای ماه شعبان به عروسشان



امام خمینی در نامه ای که به درخواست بانو فاطمه طباطبایی، عروسشان خطاب به ایشان نوشتند، اندرزهایی عرفانی و اخلاقی را یادآور شدند. در این نامه که به تاریخ اردیبهشت سال 66 مطابق با شعبان 1407 قمری نگارش شده است، به پایان یافتن روزهای ماه شعبان و آماده نبودن برای ورود به ضیافت الهی اشاره شده و اینکه با همه این اوصاف نباید از رحمت الهی ناامید بود، متن این نامه به شرح زیر است: 

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‌

فاطى دختر عزیزم، از من مى‌ خواهى براى تو چیزى بنویسم؛ چه بنویسد کسى که خود مبتلاى به نفس اماره بالسوء است و هرگز نتوانسته بلکه نخواسته این بت بزرگ را بشکند. اکنون در آستانه شهر اللَّه و مقام ضیافت اللَّه هستیم و من خود اقرار دارم که لایق این ضیافت نیستم. شهر شعبان المعظم که شهر امامان است در شرف گذشتن و ما خود را نتوانستیم مهیا کنیم براى شهر اللَّه. دعاها را گاهى با لقلقه لسان خواندم و از آنها چیزى حاصل نشد در این آخر شهر عرض مى‌ کنم، اللَّهُمَّ انْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیِما مَضى‌ مِنْ شَعبانَ فَاغْفِرْ لَنا فِیما بَقِىَ مِنهُ(1) از رحمت حق تعالى مأیوس نیستم و مباش، در دنیا [مباد] روزى که گناهان به آنجا رسد که از رحمت حق مأیوس شویم. دخترم این چند روز خواهد گذشت چه با عیش و نوش و چه با رنج و تعب؛ چه با غفلت از فطرت و چه با توجه به آن. عزیزم، خداوند- جل وعلا- نور هدایت را در همه مخلوقات خصوصاً انسان نهفته است.

فطرت اللَّه، ما را خواهى نخواهى به او متوجه کرده و همه مخلوقات در هر حدى که هستند و به هر مذهبى که گراییده‌ اند جز به حق تعالى و کمال مطلق به هیچ چیز توجه ندارند به حسب فطرت؛ گرچه خود ندانند و معتقد به غیر آن باشند انسان کمال مطلق را مى‌ جوید و مى‌ خواهد چه آنان که به توهّم بت را مى‌ پرستند و چه آنهایى که حق- جل وعلا- را منکرند و به دنبال ریاست. ملحدها گمان مى‌ کنند متوجه به دنیا و خواستار ریاست و زعامت هستند، لکن به حسب واقع متوجه و خواهان قدرت مطلقه هستند و در جستجوى کمال مطلق و خود گمان خلاف مى‌ کنند و شاید عذاب و عقاب براى همین جهل و توهّمات باشد. تو که مثلًا دنبال لباس خوب هستى و زینت بهتر، دنبال حق مى‌ گردى و کاخ‌ نشینان نیز دنبال قدرت مطلق هستند وَ إِنْ مِنْ شَیْ‌ءٍ إلّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ(2) وَ قَضى‌ رَبُّکَ الّا تَعْبُدوا إِلّا إِیَّاهُ(3) بنا بر وجهى این کلام دامنه دارد. بهتر آنکه درز بگیرم و تو را و خود و همگان را به خداى تعالى بسپارم. و السلام علیک و على عباد اللَّه الصالحین.

روح اللَّه الموسوی الخمینى‌»

 

1. « پروردگارا اگر ما را در ایامى که از« شعبان» گذشته است نیامرزیده‌ اى پس ببخشاى ما را در باقیمانده آن». دعاى آخر ماه شعبان.

2. بخشى از آیه 44 سوره اسراء:« و هیچ موجودى نیست جز آنکه او را تسبیح مى‌ کند ولى شما تسبیحشان را نمى‌ فهمید».

3. بخشى از آیه 23 سوره اسراء:« پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید».

صحیفه امام؛ ج‌20، ص 253-254